Neda26's Blog

نوشته‌شده به وسیله‌ی: neda26 در: اکتبر 12, 2011

چند روز قبل خبر حکم 10 ضربه شلاق برای راننده زن عربستانی مثل بمب تو رسانه ملی ما صدا کرد.آخرشم با وساطتت ‍پادشاهشون حکم اجرا نشد .
چرا وقتی یه دانشجو به خاطر توهین به رپیس جمهور توی نامه ای که واسش نوشته بود 74 ضربه شلاق رو متحمل شد کسی چیزی نگفت؟
چرا یورش نظامیان انگیلیسی به منازل معترضین بازتاب گسترده ای در رسانه ملی داره اما حجوم وحشیانه مزدوران خودشون به خونه های مردم بازتاب پیدا نمیکنه؟
اساسا منظور از رسانه ملی رسانه کدوم ملت؟ملت انگلیس؟ملت آمریکا؟
واقعا کدوم رسانه هست که برای انگلیس و آمریکا کار میکنه؟

پ ن: وقتی این خبرو دیدم یاد اون فیلم تبلیغاتی محمود افتادم که تو دانشگاه داشت سخنرانی میکرد یه \سره اومد بهش اتقاد کرد بعد محمود با لحن معصومانه ای گفت:کسی با پسره کاری نداشته باشه ها…شما همتون مثل بچه های من هستید….
لینک خبر مربوطه

نوشته‌شده به وسیله‌ی: neda26 در: سپتامبر 17, 2011

دیشب تو اتوبوس فیلم عروسکو گذاشته بود.

یه عالمه عروسک ریخته بودن توش واسه قر و قمیش اومدن اونوقت میگن تو فیلمای هالیوودی از زن استفاده ابزاری میشه.

نکته اخلاقیشم این بود که پسرای خوشگل نیستن بدون مشکل…

واقعا که چه فیلم ارزشی بود…

امتحان

نوشته‌شده به وسیله‌ی: neda26 در: سپتامبر 9, 2011

وقتی امتحان دارم کلی ایده های نو(!)  میاد تو ذهنم .دلم میخواد کلی کار انجام بدم.جاهای مختلف برم..فیلم ببینم..ولی وقتی امتحانا تموم میشن دلم میخواد همه ش بخوابم یا هیچ کاری نکنم همینجوری الکی بشینم بی خودی…

ایران زیبای من

نوشته‌شده به وسیله‌ی: neda26 در: اوت 13, 2011

اینجا ایران است …سرزمین واژه های وارونه

جایی که گنج ، جنگ می شود

داد ، بیداد میکند

قهقهه ، هق هق می شود

اما درد از هر طرف درد است … اینجا ایران است

شيوه نوين تبليغات

نوشته‌شده به وسیله‌ی: neda26 در: ژوئیه 12, 2011

ايميل واسم اومده با اين مضمون:
تو صفحه من نظر داده بودی جوابت رو دادم صفحه من.
منم حيرون و ويلون روي لينك صفحه من كليك كردم ديدم يه سايته چرت و پرته.
واقعا كه ملت چقدر خلاقيت دارن.
چرا من ازين خلاقيت ها ندارم. :(

آدم ها

نوشته‌شده به وسیله‌ی: neda26 در: ژوئن 22, 2011

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
 
آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند
 
آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
  
آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
 
آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
 
آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند
 
آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند
 
 

دنياي اين روزاي من

نوشته‌شده به وسیله‌ی: neda26 در: ژوئن 7, 2011

اين ترم ديگه اساسي بدبختم.اساتيد هم حسابي كولاك فرمودن با اين نمره ميان ترم دادن هايشان.نميدونم بخندم يا گريه كنم.اي كاش سر امتحان ميان ترم هيچ كدومشون حاضر نميشدم.از همه شون متنفرم.مخصوصا …

 

دانش آموز عاقل

نوشته‌شده به وسیله‌ی: neda26 در: مه 12, 2011

موضوع انشا: می خواهید در آینده چه کاره شوید؟

ما دلمان می خواست در آینده دکتر شویم و متخصص بدن انسان بشویم و همه ی مریض ها را درمان کنیم. ما تا حالا شکم چند تا قورباغه را هم عمل کرده ایم و اصلن از خون نمی ترسیم اما برادرمان یک روز به ما گفت: «چون تو خوش خط هستی، پس نمی توانی دکتر خوبی شوی.» و بعد هم گفت: «اگر دکتر شوی، ممکن است هنگام تشخیص علت مرگ یک نفر که در بازداشتگاه فوت کرده، خودت هم ناگهان خودکشی شوی.» ما منظور برادرمان را نفهمیدیم اما توی فیلم ها هم دیدیم که خیلی از دکترها ساختمان می ساختند. بنابراین ما تصمیم گرفتیم که مهندس شویم تا ساختمان ها را محکم تر بسازیم و بعد پول دار شویم، اما برادر بزرگ ترمان که خودش چند سال پیش مهندس شده، هنوز پولدار نشده است. او به ما گفت که این روزها هر پاره آجر را هم که بلند کنی یک مهندس از زیرش می پرد بیرون و بعد درخت ازگیل توی حیاط را نشان مان داد و گفت: «همین درخت را اگر الان تکان دهی دست کم بیست سی تا مهندس ازش پایین می ریزد.» برادر ما معتقد است هرکس که توی کوچه و خیابان به چشم می خورد مهندس است، مگر آن که خلافش ثابت شود. برای همین است که همه همدیگر را مهندس صدا می زنند. ما این ها را نمی دانیم، اما خلبان شدن را هم خیلی دوست داریم و هنگامی که برادران رایت موفق شدند پرواز کنند، ما در پوست خود نمی گنجیدیم اما الان، هربار که اخبار را گوش می کنیم یک هواپیما سقوط می کند و همیشه هم مقصر اصلی خلبان است و ما نمی دانیم چرا تقریبن خیلی از خلبان ها اسم شان توپولوف است. ما همچنین خیلی دوست داشتیم که دانشجو شویم اما برادرمان که قبلن دانشجو بود به ما گفت که دانشجوها نمی توانند حرف شان را به مسئولان بفهمانند و زمانی که موفق به فهماندن آن می شوند، بلافاصله کتک می خورند و بعد به زندان می افتند. بنابراین ما چون به فوتبال علاقه مند هستیم و دوست داریم یک روز به برنامه ی نود برویم و در آن جا بین صفر تا یک میلیون، چندتا عدد را انتخاب کنیم، تصیمیم گرفتیم داور فوتبال شویم. زیرا داورها با سوت همه کار می کنند و خیلی کیف می کنند. اما چند وقت پیش در استادیوم دیدیم که تماشاچی ها با داور و شیر سماور جمله می ساختند و بلند بلند فریاد می زدند و داور قرمز می شد. بعد تماشاچی ها با داور و توپ و تانک و فشفشه جمله می ساختند و داور خیلی عصبانی می شد. بدین ترتیب ما دل مان تقریبن خیلی برای داور سوخت. ما هم چنین خیلی دوست داریم که نویسنده شویم و آدم معروفی بشویم اما برادرمان می گوید: «دراین مملکت اگر شکار لک لک شغل شد، نویسندگی هم شغل می شود.» ما منظور برادرمان را اصلن نفهمیدیم. او می گوید که یک نویسنده برای این که معروف شود، یا باید بمیرد یا به زندان بیفتد. ما دیگر خیلی خسته شدیم و نمی دانستیم که چه کاره شویم، در نتیجه از برادرمان پرسیدیم: «پس من چه کاره بشوم؟» برادرمان گفت: «نمی دانم، اما سعی کن کاری را انتخاب کنی که همیشه تک باشی و معروف شوی و هیچ وقت در هیچ موردی مقصر اصلی نباشی و کسی هم جگر نکند بگويد كه بالاي چشمت ابروست و بلند بلند با اسمت جمله بسازد.» و ما تصمیم گرفتیم كه رییس جمهور شویم. این بود انشای

اونترنت ملی

نوشته‌شده به وسیله‌ی: neda26 در: آوریل 13, 2011

با اجراي طرح فاجعه آميز اينترنت ملي ، فقط ميتونيم از سايت هايي ديدن كنيم كه

URL
اونها از قبل توسط دولت ثبت شده باشد . يعني اينترنت و دهكده جهاني تعطيل! هر چي
VPN و ULTRA و TOR

داريد تا شهريور از كار مي افته! اينم عيدي وزارت ارتباطات به ملت!واقعا ديگه بيشتر از اين چه بلايي ميشه سر مردم آورد . ماهواره رو كه جمع ميكنن . اينترنت رو هم فيلتر ميكنن . تازه به فيلترش هم راضي نميشن و دارن اينترنت ملي ميدن كه از سايت هاي خودشون بشه ديدن كرد . سرعت لاك پشتي هم كه داره . قيمتش هم كه داره گرون تر ميشه  

روز گذشته این خبر توسط خبرگزاری های دولتی اعلام شد :
وزیر ارتباطات با بیان اینکه «از ابتدای شهریور ماه سال جاری، اینترنت ملی جایگزین اینترنت جهانی در کشور می شود»، خاطرنشان کرد «با اجرای اینترنت ملی مباحثی چون امنیت و حفظ اطلاعات در درون کشور نیز تحقق می یابد.»
به گزارش خبرگزاری فارس، رضا تقی پور در حاشیه نشست هم اندیشی و راهبردی طرح ملی خرید اعتباری (میزان) در مرکز همایش های بین المللی سازمان صدا و سیما، در خصوص شبکه اینترنت ملی گفت: «طبق برنامه ریزی زمانبندی شده چارچوب کلی این شبکه تعیین شده است و طراحی مفهومی آن نیز به پایان رسیده است.»
وی ادامه داد: اجرای جزئی این شبکه نیز در شهریور ماه سال گذشته صورت گرفت همچنین در حال حاضر بسیاری از دستگاه های دولتی برای برقراری ارتباط بین دفاتر خود از اینترنت ملی استفاده می‌کنند و همچنین برخی از مدارس نیز از اینترنت ملی استفاده می‌کنند.
وی افزود تاکنون به کاربران خانگی اینترنت ملی ارائه نمی شد و شاید به این دلیل برای مردم ملموس نبوده است اما از ابتدای شهریور امسال اینترنت ملی جایگزین شبکه اینترنت جهانی خواهد شد. وی در ادامه گفت، هم‌اکنون متقاضیان اینترنت ملی (اینترانت کشوری) می‌توانند برای اخذ این سرویس به مخابرات‌ استانی مراجعه نمایند.
وزیر ارتباطات در ادامه تأکید کرد: از شهریور سال جاری نیز شرکت های ارائه دهند سرویس های اینترنت تنها می توانند اینترنت ملی یا همان اینترانت کشوری را ارائه دهند.
به گفته وی این شبکه طبق پیش بینی‌ها ظرف دو یا سه سال آینده به شکل مطلوب خواهد رسید.
تقی پور افزود: با اجرای این شبکه اینترنت و سرویس های متنوع اینترنتی ارزان قیمت در اختیار مردم قرار می گیرد. همچنین مباحثی چون امنیت و حفظ اطلاعات در درون کشور نیز با اجرای اینترنت ملی تحقق می یابد.
این مقام دولت دهم، پایدار کردن شبکه اینترنت ملی و استفاده از اطلاعات ذخیره شده در آینده را از دیگر مزیت های آن دانست.
می دانید که اینترنت با تمام محدودیت های ایجاد شده سهم بزرگی در اطلاع رسانی آزاد در حوادث دوسال اخیر بر عهده دارد ، این سهم انقدر بزرگ و چشمگیر است که بلند پایه ترین مقام حکومتی در تعبیری مانند تعابیر دیگر خود این فناوری را به «سگ هار!»تشبیه کرد .
به همین منظور دولت برای خلاصی از مشکلات بوجود آمده در اثر اطلاع رسانی و آگاهی جامعه، با سرعت بسیار در حال راه اندازی شبکه اینترنت به اصطلاح ملی است .
مطمئن باشید که بحث امنیت در این شبکه دقیقاً مانند امنیتی است که در دنیای واقعی برایمان فراهم کرده اند و در این راه به فواصل معین «ایست و بازرسی»هائی برای تفتیش اطلاعات شخصی هریک از ما قرارداده شده است
اول شهریور به اندازه یک چشم بهم زدن می رسد ، پس برای اینکه اینترنتمان هم مانند رسانه میلی مان نشود باید هرچه سریعتر راه حلی عملی بیاندیشیم .

freedom

نوشته‌شده به وسیله‌ی: neda26 در: آوریل 9, 2011

آی آزادی! اگر روزی به سرزمین من رسیدی، در قالب پیرمردی سیاه پوش با ریش سپید و عبای سیاه  با لهجه ای غریب و فرهنگی عرب و چشمهایی  سرد وترسناک نیا. برای مان  از مرگ نگو. به گورستان نرو ، گورستان پایان است ، نباید آغاز باشد. این بار توی دهان هیچ کس نزن، وعده ی توخالی نده، نفت را بر سر سفره ها نیار، نان  مان را بر سر سفره ها یمان باقی بگذار. از آب و برق مجانی نگو. از تلاش  انسانی بگو، از سازندگی و آبادانی بگو. از تعهد کور نگو ، از تخصص و دانش و شور بگو.

آی آزادی! اگر روزی به سرزمین من رسیدی، با شادی بیا . با چادر سیاه و تهجر و ریش  نیا، با مارش نظامی و جنگ نیا ، با آواز و موسیقی و رنگ بیا. با تفنگ های بزرگ در دست کودکان کوچک نیا، با گل و بوسه و کتاب بیا. از تقوا و جنگ و شهادت نگو، از انسانیت و صلح و شهامت بگو. برایمان از زندگی بگو، از پنجره های باز بگو،  دلهای ما را با نسیم آشتی بده، با دوستی  و عشق آشنایمان کن. به ما بیاموز که چگونه زندگی کنیم، چگونه مردن را به وقت خود خواهیم آموخت. به ما شان انسان بودن را بیاموز، به خدا ” خود” خواهیم رسید.

آی آزادی ، اگر به سر زمین من رسیدی ، بر قلبهای عاشق ما قدم بگذار ، مهرت را در دلهای ما بیفکن تا آزادگی در درون ما بجوشد و تو را با هیچ چیز دیگری تاخت نزنیم.  با هر نفس یادمان بماند که تو از نفس عزیز تری!  بدانیم که آزادی یک نعمت نیست، یک مسولیت است . به ما بیاموز که داشتن و نگهداشتن تو سخت است! ما را با خودت آشنا کن، ما از تو چیز زیادی نمی دانیم. ما فقط نامت را زمزمه کرده ایم. ما به وسعت یک تاریخ از تو محروم مانده ایم. ای نادیده ترین !اگر آمدی با نشانی بیا که تو را بشناسیم ..

هان !آی آزادی ، اگر به سرزمین ما آمدی ، با آگاهی بیا . تا بر دروازه های این شهر تو را با شمشیر گردن نزنیم، تا در حافظه ی کند تاریخ نگذاریم که  تو را از ما بدزدند ، تا تو را با بی بند و باری و هیچ بدل دیگری اشتباه نگیریم. آخر می دانی؟  بهای قدمهای تو بر این خاک خون های خوب ترین فرزندان این سرزمین بوده است. بهای تو سنگین ترین بهای دنیاست. پس این بار با آگاهی بیا.

 با آگاهی. با آگاهی


  • هیچکدام
  • سندباد: سلام ممنون از حضورتون در وبلاگ هری پاتری من . خوشحالم مطالبش براتون جالب بوده موفق
  • sharpcom: سلام. از باب خبر خوب بود. ولی تا قسمتی که گفته شده بود قراره اینترنت ملی بیاد. اینک
  • neda26: موضوع من واسه مبانی فناوری پول الکترونیکی بود.

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.